چهارشنبه 4 مرداد 1396 Wednesday 26 July 2017 2 ذی‌القعده 1438
حاجی عبدالله، روزنامه را با صدای بلند بخوان!
در پامنار وقتي‌ سر و كله‌ي‌ روزنامه‌فروش‌ پيدا مي‌شد، پدر مي‌گفت‌: «روزنامه‌ فروش‌ آمد!» و در حالي‌ كه‌ لبخند می‌زد، اشاره‌ مي‌كرد تا بروم‌ و روزنامه‌ بخرم‌. بعد از خريدن‌ روزنامه‌، با صداي‌ بلند شروع‌ مي‌كردم‌ به‌ خواندن‌، پدر مي‌گفت‌:« حاجي‌عبدالله! روزنامه‌ را با صداي‌ بلند بخوان‌ تا ما هم‌ بشنويم‌.» (افراد درون عکس از چپ به راست: عبدالله جاسبی / پدر عبدالله جاسبی/ برادر عبدالله جاسبی)

عبدالله جاسبی آغاز مبارزه‌ی سیاسی در سال آخر تحصیلات متوسطه خود را، چنین نقل می‌کند:

مثل‌ تابستان‌هاي‌ قبل‌ در مغازه‌ي‌ حلواپزي‌، پيش‌ پدر و برادرانم‌ مشغول‌ به‌ كار بودم‌. قبل‌ از آن‌ كه‌ خورشيد شعاع‌هاي‌ طلايي‌اش‌ را بر سر شهر پهن‌ كند، از خواب‌ پا مي‌شدم‌ وبا بقيه‌ به‌ مغازه‌ مي‌رفتم‌.

ديگر در امور مغازه‌ وارد شده‌ بودم‌ وخيلي‌ از كارها را به‌ خوبي‌ انجام‌ مي‌دادم‌. من‌ آن‌ روزها واقعاً كمك‌ حال‌ پدرم‌ بودم‌. به‌ خواندن‌ هم‌ علاقه‌ي‌ بسياري‌ داشتم‌؛ هر جا حتي‌ روزنامه‌ كهنه‌اي‌ مي‌ديدم‌ برمي‌داشتم‌ و تمام‌ قسمت‌هايش‌ را مي‌خواندم‌. روزنامه‌هاي‌ جديد را هم‌ حتماً مي‌خريدم‌ و مي‌خواندم‌. گاهي‌ از پدرم‌ اجازه‌ مي‌گرفتم‌ و به‌ مغازه‌ي‌ شوهر خواهرم‌ مي‌رفتم‌.

آن‌ جا اگر چه‌ مشغول‌ راه‌ انداختن‌ مشتري‌ و اين‌ جور چيزها بودم‌، اما چشمم‌ به‌ در مغازه‌ بود تا ببينم‌ كه‌ روزنامه‌فروش‌ چه‌ وقت‌ به‌ در مغازه‌ مي‌رسد. خيلي‌ به‌ مسائل‌ سياسي‌ علاقه‌مند بودم‌ و دوست‌ داشتم‌ مسائل‌ روز را پيگيري‌ كنم‌.

در پامنار وقتي‌ سر و كله‌ي‌ روزنامه‌فروش‌ پيدا مي‌شد، پدر مي‌گفت‌: «روزنامه‌ فروش‌ آمد!» و در حالي‌ كه‌ لبخند می‌زد، اشاره‌ مي‌كرد تا بروم‌ و روزنامه‌ بخرم‌. بعد از خريدن‌ روزنامه‌، با صداي‌ بلند شروع‌ مي‌كردم‌ به‌ خواندن‌، پدر مي‌گفت‌:« حاجي‌عبدالله! روزنامه‌ را با صداي‌ بلند بخوان‌ تا ما هم‌ بشنويم‌.»

من‌ تمام‌ قسمت‌هاي‌ مختلف‌ روزنامه‌ي‌ اطلاعات‌ يا كيهان‌ را مرور مي‌كردم‌ و با اين‌ كار، كم‌كم‌ احساس‌ مي‌كردم‌ كه‌ با مسائل‌ تازه‌تري‌ آشنا شده‌ام‌.

روزنامه‌ها بعضي‌ از مسائل‌ روز را خيلي‌ خوب‌ تحليل‌ مي‌كردند و من‌ با خواندن‌ اين‌ تحليل‌ها مي‌توانستم‌ بسياري‌ از مسائلي‌ را كه‌ به‌ خوبي‌ در نمي‌يافتم‌ درك‌ كنم‌. روزنامه‌ براي‌ من‌ دريچه‌اي‌ به‌ دنياي‌ سياست‌ بود. پنچره‌اي‌ كه‌ به‌ دنياي‌ بزرگ‌ترها گشوده‌ مي‌شد. با خواندن‌ خبرها ومقاله‌هاي‌ آن‌ ميل‌ شديدي‌ در خودم‌ احساس‌ مي‌كردم‌ كه‌ من‌ هم‌ روزي‌ يك‌ نويسنده‌ شوم‌ و توي‌ روزنامه‌ها مطالب‌ مختلف‌ و مقاله‌هاي‌ سياسي‌ بنويسم‌.

در يكي‌ از كلاس‌هاي‌ هنرستان‌، جواني‌ هم‌ سن‌ وسال‌ من‌ بود كه‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ داشت‌. يكبار مي‌گفت‌ با فدائيان‌ اسلام‌ بوده‌ است‌، روز ديگر طرفدار مصدق مي‌شد و از جبهه‌ي‌ ملي‌ حرف‌ مي‌زد، گاهي‌ وقت‌ها هم‌ بچه‌ها را در يك‌ كلاس‌ جمع‌ مي‌كرد و حرف‌هاي‌ تند و آتشيني‌ مي‌زد.

مدتي‌ بعد از او خبري‌ نشد. يكي‌ مي‌گفت‌: ساواك‌ او را دستگير كرده‌ است‌. ديگري‌ مي‌گفت‌ با توده‌اي‌ها در ارتباط‌ بوده‌ است‌ و هر كس‌ درباره‌ي‌ او چيزي‌ مي‌گفت‌ و آخر معلوم‌ نشد به‌ چه‌ نحوي‌ مفقود شده‌ است‌. حتي‌ پدر و مادرش‌ هم‌ به‌ هنرستان‌ آمدند، اما هر چه‌ سراغ‌ پسرشان‌ را گرفتند، چيزي‌ دستگيرشان‌ نشد.

قبلاً بسيار شنيده‌ بودم‌ كه‌ ساواك‌ كساني‌ را كه‌ فعاليت‌ سياسي‌ دارند به‌ شكل‌هاي‌ مختلف‌ دستگير مي‌كند، چنان‌ كه‌ هيچ‌ كس‌ در نمي‌يابد چطور و چگونه‌ اين‌ كار انجام‌ شده‌ و حتي‌ خانواده‌ي‌ شخص‌ نيز از اوضاع‌ او بي‌اطلاع‌ مي‌مانند، اما هيچ‌ وقت‌ اين‌ مسئله‌ را از نزديك‌ تجربه‌ نكرده‌ بودم‌. اين‌ موضوع‌ تلنگري‌ بود كه‌ اگر مي‌خواهم‌ فعاليت‌ سياسي‌ داشته‌ باشم‌، بايد با دقت‌ و آگاهي‌ بيشتري‌ جلو بروم.‌

من‌ با جديت‌ كار مي‌كردم‌؛ يك‌ پايم‌ در خانه‌ بود و پاي‌ ديگرم‌ در مساجد، هيئت‌ها و جاهايي‌ كه‌ صداي‌ قرآن‌ از آن‌جا بلند مي‌شد. تلاش‌ مي‌كردم‌ تا هر چه‌ بيشتر با اوضاع‌ و احوال‌ زندگي‌ و جامعه‌ آشنا شوم‌. به‌ خاطر اين‌ كار خود را به‌ آب‌ وآتش‌ مي‌زدم‌ و دست‌ بردار نبودم‌، هر جلسه‌اي‌ كه‌ بر پا بود، فرصت‌ را غنيمت‌ مي‌شمردم‌ و در آن‌ جلسه‌ شركت‌ مي‌كردم‌.

با وجود اين‌كه‌ سن‌ چنداني‌ نداشتم‌، اما به‌ واسطه‌ حضور در جلسات‌ و هيئت‌هاي‌ مذهبي‌ و علاقه‌ به‌ مسائل‌ سياسي‌ روز، بسيار بيشتر از هم‌ سن‌ وسالانم‌ در جريان‌ امور جاري‌ قرار داشتم‌. هر چه‌ بيشتر آگاه‌ مي‌شدم‌ بيشتر دلم‌ مي‌خواست‌ كه‌ كاري‌ انجام‌ دهم‌.

سال‌ آخر متوسطه‌، آغاز اولين‌ دوره‌ي‌ مبارزه‌ي‌ سياسي‌ من‌ بود، و من‌ با اعتقاد كامل‌ به‌ امام‌ عشق‌ مي‌ورزيدم‌.

تاریخ انتشار: 94/9/20 - شناسه مطلب: 1015

IMAGE دکترجاسبی: حالی بهتر و کیفیتی بالاتر برای تمام نهادهای کشور
سه شنبه, 15 تیر 1395
رئیس شورای سیاست‌گذاری جشنواره تلاشگران کیفیت در مراسم رونمایی از پیش‌نویس سیاست‌های کلی نظام در بخش کیفیت که در روز پنج‌شنبه مورخ ۱۳۹۵/۴/۱۰...
IMAGE عبدالله جاسبی از زبان معلم
یکشنبه, 12 ارديبهشت 1395
مرحوم پیراینده در هنرستان صنعتی تهران، معلم عبدالله جاسبی بوده، وی خاطرات آن زمان را چنین بازگو می‌کند: اولین آشنایی من با آقای دکتر جاسبی در سن...
IMAGE بشارتی ست خدایا که یار می آید
جمعه, 31 ارديبهشت 1395
تاریخ انتشار: ۹۵/۰۳/۰۱ - شناسه مطلب: ۱۰۹۸
IMAGE اختر چرخ ادب
سه شنبه, 25 اسفند 1394
خانه شخصی پروین اعتصامی شاعر معاصر که در شهر تبریز واقع شده است. این خانه مربوط به دوره پهلوی اول است و به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده...
IMAGE ازدواجی ساده در شب یلدا
دوشنبه, 30 آذر 1394
عروسي در آن زمان، مثل عروسي‌هاي امروزه، پر از خرج و تجملات نبود. با توجه به اينكه هر دو خانواده مذهبي و مقيد بودند، مراسم (ما) ساده و بدون تجمل در "شب...
IMAGE حادثه هفتم تیر به روایت جانشین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی
شنبه, 05 تیر 1395
از سمت چپ نفر دوم: دکترجاسبی دکتر جاسبی (جانشین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی)، در شورای مرکزی حزب مورخ هفتم تیرماه ۱۳۶۰ حضور داشته و حادثه‌ی انفجار هفتم...
IMAGE خرید سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی توسط مرحوم پیراینده
دوشنبه, 26 بهمن 1394
مرحوم استاد "محمد پیراینده" ، از نخستین افرادی است که برای شکل‌گیری دانشگاه آزاد اسلامی به دکتر جاسبی ملحق شد. وی شخصیت برجسته و فرهیخته‌ای بود که...
 
این صفحه در حال به روز رسانی می باشد.